تبلیغات
خیابان تهران خاطرات کودکی - ..........دعوا
من فرزند همین سرزمینم!! که زیر اندک برفش پر از کوه است.....
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

..........دعوا

بگذریم از این که مدتهاست خاطره نمی نویسی!!
انگار از نوشتن خاطره بدت آمده...
شاید چون دستی‌دستی خودت را از یکی از بزرگ‌ترین مزیت‌های انسان بی‌بهره می‌کنی. فراموشی!!!!
خاطره! مکتوب که نباشد.. آرام آرام بخش‌های زایدش فراموش می‌شود.
تصویرها باقی می‌ماند! احساس‌ها!!!!!!!!!!!!!!!

سلام عدر خواهم و بی حوصله .................

همه دنبال مطالب طنز . و کوتاه تلگرامی هستن کسی به خوندن بها میده؟



نوشته شده توسط :امیر امیری
دوشنبه 18 آبان 1394-11:42 ق.ظ
نظرات() 

میترا
دوشنبه 18 آبان 1394 06:52 ب.ظ
4 سال قبل!!!چه عطش‌ای داشتی برای نوشتن! چه چشم‌هایت برق می‌زد... حواسم بود که ادای آدم های خوش حال رادر نمی آوردی.. خوش حال بودی! حالت خوش بود!!!!! و اما حالا بی حوصله!! چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اینم حواسم هست که هر آدمی یه وقتهایی به سکوت مطلق احتیاج داره ...نه می خواد به کسی گوش بده ! نه با کسی حرف بزنه! و نه حتی بنویسه!! فقط سکوت.....
روزهایی برای من ازین جنس بوده!!که دلم خواسته تمام روز رو بی کلام بگذرونم… اما تا کِی آخه؟؟؟؟؟
بعدش اینکه من نوشته هاتو بیشتر از گنجاشم دوست می داشتم! بیشتر از مقرراتم!! بعدتَرش اینکه جدیدنا بیشتر از ظرفیتم دلتنگ نوشته هات می شم! تو بگو من چه کنم؟
نفیسه
دوشنبه 18 آبان 1394 12:08 ب.ظ
سلام عزیز انتظار زیادی ازتون ندارم فقط دلم میخواد بهم سر بزنید و نطرتون را بگین و با هم تبادل لینک داشته باشیم منتظرم گلم
مدیر سایت لینوکس وب
دوشنبه 18 آبان 1394 11:44 ق.ظ
من مدیر سایت لینوکس وب با بازدید بسیار بالا هستم و از اکثر وبلاگ نویسان دعوت میکنم که به وب سایت من سر بزنن پیشنهاد فوق العاده و باور نکردنی براشون دارم به امید دیدار
پاسخ امیر امیری : هنوز متن نداشتم پیام شما میاد و این کار به دور از ادبه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر