تبلیغات
خیابان تهران خاطرات کودکی - .......کاپو چی نو....................................
من فرزند همین سرزمینم!! که زیر اندک برفش پر از کوه است.....
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

.......کاپو چی نو....................................

بعضی آدم‌ها هستند در زندگانی...
اممم..
بعضی آدم‌ها حضورشان این‌جوری‌‌ست که...
نتچ..
اصن دیدی وقتی توو کافه چایی سفارش می‌دی.. آقای کافه‌چی برات یه بشقابچه میاره که تووش یه دستمال‌کاغذی چارتا شده‌ست..
روش یه لیوان آب جوش و کنارشم یه "تی-بگ"..
بعد دیدی این آقاهای کافه‌چی هیچ‌وقت به مغزشون خطور نمی‌کنه یه ظرف سفالی کوچیک دیگه هم بیارن که اون تی-بگ خیس‌شده رو بشه گذاشت تووش..
که آدم مجبور نباشه بذارتش کنار لیوان..
که هم بی‌ریخت شه.. هم دستمال‌کاغذیه نابود شه..
بعد دیدی وقتی تی-بگه رو می‌ذاری گوشه‌ی بشقاب..
هر چقدم حواستو جمع کنی بالاخره یه گوشه‌ی کوچیکش می‌گیره به دستمال و خیسیِ قهوه‌ای‌ش با یه سرعتِ یواش و ملایم راه میفته توو تنِ دستماله..
که همین‌جور که داری نرم‌نرمک با شکلاتِ روو کیکت بازی می‌کنی.. می‌بینی اون قهوه‌ایِ ملایمِ خیس از همون گوشه‌ی کوچیکِ بی‌هوا! نشت کرده به تمامِ دستماله! همه‌ی همه‌شو آغشته کرده! آرووم و بی‌صدا..

بعضی آدما..هم هستن که حضورشون! بودن‌شون!! از همین جنسه..
که خیلی آروم گیر می‌کنن به یه گوشه‌ی زندگیت! به یه گوشه‌ی کوچیکش!! بعد همین‌جور بی‌صدا و یواش نشت می‌کنن به زندگیت! به تمام زندگیت!!!!
یکهو چشم باز می‌کنی می‌بینی روزهات چه‌همه آغشته‌ی اون آدمه‌ست..
بی‌که حتا فکرشم کرده باشی..
که اصن شده جزو تیکه‌های اجتناب‌ناپذیر زندگی..
جزو اغلب‌هاش! جزو بایدهاش حتا..

و من چه‌همه دوستمه این آغشته‌گیِ ملایمِ آرووم رو..
بی‌که بخوام saveش کنم.. نگرش دارم برای خودم..
که اصلن انگار ذات آغشتگی به همین جاری بودنِ مدامه!
به همین آرووم لغزیدن‌های مکرر! به سُر خوردن‌های بی‌صدا..
لابد به گاهی هم افتادن‌ها! و افتادن‌ها!! و دوباره باز بلند شدن‌ها!!!!! و سُر خوردن‌ها..


نوشته شده توسط :امیر امیری
سه شنبه 6 مرداد 1394-10:12 ق.ظ
نظرات() 

Marisa
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 11:25 ق.ظ
What's Taking place i am new to this, I stumbled upon this I've found
It positively useful and it has helped me out loads. I hope to contribute & assist different customers like its aided me.
Great job.
BHW
شنبه 12 فروردین 1396 11:27 ق.ظ
Hi, I check your new stuff like every week.
Your humoristic style is witty, keep up the good
work!
س.اسدی
پنجشنبه 15 مرداد 1394 08:16 ب.ظ
لطیف بود و قابله درک............... ولی انگار قسمت اخرشو نمیفهمم.........
ذات اغشتگی به همین جاری بودنه مدامه! به همین اروم لغزیدن های مکرر به سر خوردن های بی صدا
لابد گاهی هم افتادن ها و افتادن ها و دوباره باز بلند شدن ها و سر خوردن ها......نمیفهمم!!!!؟؟؟/........
پاسخ امیر امیری : گاه نفهمیدن مقدمه ای است بر درک و فهمیدن
نایس بای
سه شنبه 6 مرداد 1394 11:34 ق.ظ
اشتباه می‌کنند بعضی‌ها
که اشتباه نمی‌کنند
باید راه افتاد،
مثل رودها که بعضی به دریا می‌رسند
بعضی هم به دریا نمی‌رسند.
رفتن، هیچ ربطی به رسیدن ندارد!

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر