تبلیغات
خیابان تهران خاطرات کودکی - ...........داستان من و پروانه
من فرزند همین سرزمینم!! که زیر اندک برفش پر از کوه است.....
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

...........داستان من و پروانه

شبی یاد دارم که چشمم نخفت

شنیدم که پروانه  روو! شمع چه گفت

الو.......اقای امیری؟

بعله امر بفرمایید.... شما وبلاگتون اسمش خیابان تهرانه ؟

بعله امرتون استاد....حتما از خواننده های صمیمی و محبوب من هستید؟

اقای امیری شما همونید که یک لاکپشت بیچاره رو   توی دستتون گرفتید و باهاش عکس یادگاری انداختید؟

بعله شما انجمن حمایت از حیوانات بی سرپرست هستید؟

نه  متهمی  ...هستم

از انجمن حمایت از شاعران بذله گوی پارسیه زیر خاک

خوشبختم ...حتما از خواننده های محبوب و پر و پا قرص وبلاگ من هستید ....اصلا از 30 تا بازدید کننده یومیه این وبلاگ 20 تاش  حتماشما هستید که صفحه رو برای افزایش بازدید هی رفرش میکنید .....

چی میگید اقای امیری چی میگید؟

هیچچی نمیگم فقط دارم پاسخ ابراز احساس ی خواننده صمیمی وبلاگو جواب میدم راستی از کجا فهمیدید  شماره موبایلمو تو وبلاگ بحروف ابجد نوشتم

ببینید اقای محترم جناب امیری .....شما مجرم هستید  البته فعلن متهمید ولی از نظر ما اونقدر این اتهام مبرزه که الان مجرمید .....

اهان بخاطر لاکپشته ...امما اون  که  مذکر بود ...مونث نبود تازه ما با هم دختر خاله پسر خاله ایم بزرگترامون در جریانند .....میخواید شماره  اقاجانشونو  بدم تماس بگیرید............

....خب که چی...... ...هیچی  جناب متهمی  .............طبق اصل 37 قانون مدنی اصل بر برائت است مگر خلاف ان در یک دادگاه صالح و با ادله صالح اثبات شود اگه من متهم باشم بخاطر ارتباط نامشروع و در اغوش کشیدن لاکپشت مونث که توی تصویر میبینید.... تازه با چندش دستم گرفتمش................ باید توی یک دادگاه صالحه بعنوان شاکی خصوصی ثابت کنید  و بعد قاضی نظر بده نه شما  که من  بغل کی و با چی عکس انداختم ......

چی میگید اقا ؟ چی میگید ...من متهمی هستم دبیر اول انجمن حمایت از شاعران بذله گوی پارسیه زیر خاک!!!

وای ...واقعا خوشبختم شما هم حتما از خواننده های وزین و فرهیخته وبلاگ من هستید ببخشید وقتی روش کلیک میکنید دیر میاد بالا ....از بس مطالبم وزین و سنگینه بتصاویر  اونم کاری نداشته باشید برای خواننده های سطحی نگر و کم وزن گذاشتم تا اماره بازدیدم بره بالا ...در جریان هستید که الان دوره ی رقابته .....حتی تو وبلاگ

دست بردارید اقا.....دست بردارید از این خزعبلات

 شما  تصویر مستهجنی رو کنار شعر شاعر اجل قرار دادید و از اون بدتر نوشتید شنیدم که پروانه روو !!! شمع چه گفت ....

خب مگه چی باید مینوشتم جناب متهمی؟

باید میزدید شنیدم   که پروانه با شمع چه !! گفت   ؟ اتهام و جرمی از این محرز تر و سنگینتر؟

ای اقا سخت نگیرید!!رو و کنار و بالا که این دوره یکی شده برید سر اصل مطلب........ بگید وبلاگم خوبه تو رو خدا؟

چی رو سخت نگیرم هم شما وبلاگ نویسای مبتذل هستید که فاتحه فرهنگ این مرز و بوم رو خوندید

ببینید اقای متهمی !!!من اگه جواب میدم بشما چون فکر کردم خواننده پر و پاقرص من هستید که امار وبلاگو میبرید بالا   اصلا میتونم جواب ندم و قطع کنم شمام هر کار دوست داشتید بکنید

امما اول جوابای منو بدید تا بعد بریم سر اصل اتهام    اونم بعنوان یک انسان فرهیخته    اوکی؟

 بفرمایید جناب امیری هر چند الان دیگه مجرمید چون بجرمتون اعتراف کردید

قبول من متهم هستم  ....نه مجرم......اره مجرم اصلا اعدامی ولی یک لحظه گوش کنید جناب متهمی

بفرمایید؟

 پروانه که بخواد بره کنار شمع معمولا خودشو به اتیش یا نور میزنه درست؟ درست............. ..خب چی فرقی داره کنارش باشه زیرش باشه یا روش  بهر حال باید بسوزه بالا پایینش که مهم نیست

در عین حالی که علم و منطق میگه پروانه باید بره رو شعله شمع تا بسوزه زیرش که ساقه و پایه شمعه اشک شمع اونجا جمع میشه درصد سوختگیش کمه به مرگ نمیرسه .....تقریبا میشه مثل دخترایی که برا جلب توجه با دو تا قرص اسهال خودکشی میکنن........ پس باید بره روش تا خوب و کامل بسوزه ونماد شعر شعرای قدیم و جدید بشه

بعلاوه شیخ اجل هم همچین با ادب نبوده شما توی کلیات سعدی هزلیات شو خوندید؟

اره خوندم متاسفانه از دست شیخ اجل در رفته .......اهان یک دیوان شعر بی ادبی از دستش در رفته ............شایدم

بیکار بوده یا حالش خوب نبوده

که گفته ....بی خویش و غریب و خانمانم چه کنم ......چون تو ....ند.... و خر......چه کنم ؟ جواب بدید لطفن

خب ..خب ...هر ادم عاقلی میدونه که سعدی چشم بد به الاغ  نداشته این یک تمثیله که باید توش تحقیقات مفصلی توسط کارشناسان  بشه ....

یک سوال دیگه منو پاسخ بدید جناب متهمی

بفرمایید ولی سخت نباشه

چشم سخت نیست اونجایی که سعدی به نثر داستان اون پسری رو تعریف میکنه که پدر متجاوزی به .....داشته و وقتی پدر میمیره .....پسر برعکس اقاجانش عمل میکنه ...وقتی بزرگان و خویشان معترض میشن...جواب میده دین پدر و از سر باز میکنم  که بعهده و گردن پسر بزرگ خانواده است  و انچه پدر بکرد بسالی ......پسر .....به شبی....

و باز در جواب  بزرگان میگوید

مرد آنست که در کشاکش دهر//سنگ زیرین اسیا  باشد

 خب بعله حالا چرا از من میپرسید جناب امیری مگه من اونجا بودم ....

مگه من اون مرده یا سنگ اسیابم؟

منظور من این نیست  جناب متهمی ...........هر کی از قدما و بزرگان اونجا بوده گناهش گردن خودش بما چه؟ما کلاه خودمونو و گردن وبلاگمونو بگیریم باد نبره و فیلتر نشه هنر کردیم... ....مهم اینه که سالها تو هنر کلاس چهارم و پنجم مارو اجبار میکردن این شعر و با قلم خوشنویسی بنویسم

مرد انست که در کشاکش دهر ....سنگ زیرین اسیا باشد

این معنی ش یعنی چی

جز اینکه مارو ناخوداگاه وارد به تفکر نا معقول میکردند و اون چیزی که تو ذهن نقش ببنده تو عمل میاد؟

جوابگوی این گناه و اشتباه کیه؟

اگه ما بچچه های بدی بودیم و میخواستیم اصل شعر و پیدا کنیم الان کجا بودیم؟

میامدیم وقت شریفمونو بذاریم و بفرهنگ وبلاگ مملکت خدمت کنیم

جواب منو بدید اقای متهمی؟

راستش جناب امیری گناه و اشتباه بگردن اموزش و پرورشه نه ما     ......که وادار میکردن بچچه های بیگناه و معصوم دبستان این شعر و با قلم نی بنویسن و تازه امتحان هم ازش میگرفتن

افرین افرین

حالا منم میگم به رو و توش کار نداشته باشین برین تو اصالت متن

ولی شکایت ما جاش محفوظه از شما  اقای امیری؟....این حرفا مبنایی بر کم شدن اتهام  شمانیست!!!

عیبی نداره جنا ب متهمی شکایت کنید

از کجا باید برا شکایت شروع کنم اقای امیری؟

 اول اینکه باید وکیل بگیرید .....یا خودتون برید دم دادگاه پیش عریضه نویس بعد تمبر باطل کنید تا نوبتتون بشه و چون شکایت تخصصیه باید کارشناسی بشه که برای اونم چندصد هزار تومن باید تمبر باطل کنید تا نوبت دادگاه بشه

اما من که یک ادم فرهیخته ادبیم جناب امیری دست و بالم تنگه خودتون میدونید تنها چیزی که تو این مملکت ارزش نداره ادب و ادبیاته...

از اون بدتر اجاره خونمم عقب افتاده ..زنمم مهریه شو گذاشته اجرا الان با مامان بابامم خیلی سخته .....بخخخدا

خب از دست من چه کمکی برمیاد اقای متهمی میخاید ادرس وکیلمو بدم بعد باهاش چک مدت حساب کنید؟

نه نه شرمنده میفرمایید من اعصابم از دست مهریه زنم خورد بود ..رفتم تو سایت  روحیه ام عوض بشه ...اومدم رو وبلاگ شما ...

بلاگ قشنگی دارید راستی این لاکپشته عکسش کجاست

این توی دشت همایی یا شهر سفید بین کوههای تربت و نیشابوره درست بهاره دو سال قبل با ماشین چند ساعت باید برید تو خاکی طبیعتش محشره ....

منم باخودتون میبرید؟

اجازه بدید یک روز برای خواننده های عزیز وبلاگ مینی بوس بگیرم از شمام دعوت میکنم

لطف دارید لطف دارید راستش روحیه ام خرابه دلم گرفته .....در ک تون میکنم منم دلم وقتی میگیره هلیله و سولفات منیزی میخورم باز باز میشه

گفتید هلیله .....یاد هلیل رود افتادم

بنظر شما میشه از کشاورزا و دولت بخاطر الودگی هلیل رود شکایت کرد ؟.............شاید دلم باز شه بتونم عقده هامو خالی کنم

نمیدونم ولی میتونید برید تو خیابون به راننده تاکسی و اتوبوس سر یک بلیط یا کرایه اضافه گیر بدید .....اینطوری بهتره اونام دم دست هستن کارتون راه میفته ...بهر حال ممنون از لطفتون جناب امیری

وبلاگ زیبایی دارید

گفتید لاکپشته با شیخ اجل کنار شمع چی گفت؟

 

 

.

 

 

 



نوشته شده توسط :امیر امیری
جمعه 18 اسفند 1391-09:41 ب.ظ
نظرات() 

پارسا-پسران بی گناه
یکشنبه 27 اسفند 1391 05:49 ب.ظ
سلام
خدا وکیلی خوندن وبلاگ شما لذّت بخشه...
خیلی ردیف و صمیمی مینوسید...
من که اکثر اوقات سر میزنم هرچند دیر به دیر آپ میکنین...
اگه نظر نمیزارم بزارید رو حساب تنبلی جوونای این دوره زمونه:D
آقا خیلی مخلصم بازم تشکّر میکنم از مطالبی که گذاشتید..
ممنونم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر