تبلیغات
خیابان تهران خاطرات کودکی - پمپ بنزین ملک اباد 35 کیلومتری مشهد جمعه شب..5 اسفند نود
من فرزند همین سرزمینم!! که زیر اندک برفش پر از کوه است.....
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

پمپ بنزین ملک اباد 35 کیلومتری مشهد جمعه شب..5 اسفند نود

دم مستراب پمپ بنزین

میبینم دکه زدن توش ی خانوم جوونه اونم نزدیک به نیمه شب زمستون

داره بر وبر نیگام میکنه

بادقت تابلو رو میخونم نوشته توالت مردانه

بهای خدمات 100 تومان

 کارمو کردم  اومدم بیرون پونصدی گذاشتم منتظر بقیه شم

زل میزنه تو چشام تنها بودی یا با کسی؟

می گم نه سرکار علیه  عادت دارم تنها برم مبال

سیصد تومن برگردونده میگه   پول خورد ندارم  دفعه دیگه اومدی مجانی برو تو

من حقتو نمیخورم .......

کم نمیارم

میرم دم ماشین بابامو بزور  میفرستم توالت

میگه من که دستشویی ندارم آخه تو این هوای سرد کجامیفرستیم منو ؟

میخندم میگم برو من حساب کردم ... نری سرمایه م تو حلقوم زنه میمونه.......



نوشته شده توسط :امیر امیری
شنبه 6 اسفند 1390-05:40 ب.ظ
نظرات() 

نعیمی
سه شنبه 9 اسفند 1390 09:45 ق.ظ
من چون حرفه ای فتوشاپممی دونم اینا همه فتوشاپه!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر