تبلیغات
خیابان تهران خاطرات کودکی - ....هوسی...
من فرزند همین سرزمینم!! که زیر اندک برفش پر از کوه است.....
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

....هوسی...

هوسی پشت این خواستن ها نیست ! من دلباخته ی تجسم دو دست نامرئی ام ...! که هر شب سرم به خیال شانه اش در هوا سقوط می کند ...!


نوشته شده توسط :امیر امیری
شنبه 6 اسفند 1390-04:28 ب.ظ
نظرات() 

ساس
شنبه 12 اردیبهشت 1394 08:37 ق.ظ
به طرز احمقانه ای حاله این روزهای من است...احمقانه ترین حسی که نمیبایست تولد می یافت .....
نوید میدهد مرا از بیداریه هراس امیز............
احمقانه ترین نیاز که اشوب است....طغیان میخواهد....بلوایی دارد در سر..........توان میخواهد...جرات ...زبانی برای بیان و قوتی برای حمله بار سنگین و ارام بخشش.....
بیداری هول ناکیست.....اگاهی سنگینیست.......توان میخواهدو دواااام.......

احمقانه است
پاسخ امیر امیری : چی بگم ساس عزیز
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر