تبلیغات
خیابان تهران خاطرات کودکی - ..مامان بابا با پینوکیو اون دنیا!!
من فرزند همین سرزمینم!! که زیر اندک برفش پر از کوه است.....
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

..مامان بابا با پینوکیو اون دنیا!!

..یادش بخیر اون زمان بچچگی

سرخ و عرق کرده...........

با دوچرخه محکم میکوبیدیم به در حیاط و داد میزدیم باز کن .............
و وقتی در باز نمیشد دوباره با مشت و لگد سوار دوچرخه محکمتر میکوبیدیم به در ....باز کن دیگه ؟!!
و ی ربع بعد پدر یا مادر  هاج و واج   و مشکوک!
در رو از رومون باز میکردند و
ما فریاد میزدیم
چرا باز نمیکنید کجایین مگه؟
تا اونا با شرمندگی بهم نیگا کنن و یکیشون مضطرب بگه
داشتیم کارتون پینوکیو نیگا میکردیم
و ما هاج و واج میگفتیم
امروز که پنجشنبه اس کارتونشو فردا عصر میذاره که ؟
 و اونا با خجالت سرشونو مینداختند پایینو و زیر لبی میخندیدند
و  ما میپریدیم سر یخچال  و .....
امشب شب جمعه اس
اگه پدر و مادرتون تو این دنیان خدا رو شکر کنید بخاطر نعمتی که دارین
 اگه به رحمت خدا رفتن دعا کنین خوش و خرم و بی دردسر باهم بشینن
 و پینوکیو نیگا کنن  و لذت ببرن
اگر یکیشون به  رحمت ایزدی رفته .....
که دعاشو بلد نیستم خودتون بگید............



نوشته شده توسط :امیر امیری
شنبه 22 مرداد 1390-12:45 ب.ظ
نظرات() 

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر