تبلیغات
خیابان تهران خاطرات کودکی - ..مردی که یک پا ندارد............
من فرزند همین سرزمینم!! که زیر اندک برفش پر از کوه است.....
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

..مردی که یک پا ندارد............

1-در هلال احمر

2-شلوار تا کرده دارد مردی که یک پا ندارد

3-خشم است و اتش نگاهش  ! یعنی تماشا ندارد؟!

4-رخساره میتابم از او  امما به چشمم نشسته!

بس نوجوان است و شاید ازبیست بالا ندارد...

5-تق تق کنان چوبدستش روی زمین مینهد مهر

با انکه ثبت حضورش حاجت به امضا. .. ... ندارد

6-بر چهره سرد و خشکش  پیدا خطوط ملال است

گویا که با کاهش تن!   جانی شکیبا ندارد

7-گفتم که با مهربانی خواهم شکیبایی از او

پندش دهم مادرانه گیرم که پروا ندارد؟!

8-رو میکنم سوی او باز تا گفتگو سازم اغاز

رفته است و خالیست جایش !مردی که یک پا ندارد

9/5/77؟؟؟؟دفتر خاطرات



نوشته شده توسط :امیر امیری
پنجشنبه 20 مرداد 1390-07:30 ب.ظ
نظرات() 

vasilikicanlas.wordpress.com
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 12:57 ب.ظ
Asking questions are actually fastidious thing if you are not understanding anything entirely, except this paragraph presents pleasant understanding
even.
BHW
چهارشنبه 30 فروردین 1396 09:59 ق.ظ
Just wish to say your article is as astounding. The clearness
in your post is simply excellent and i could assume you are an expert
on this subject. Fine with your permission let me to grab your RSS feed to
keep updated with forthcoming post. Thanks a million and please keep up the rewarding work.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر